گروه فرهنگی «سراج24»، وهابیت به کمک ثروت قابل توجه در اختیار خود و بهرهگیری از ابزارها و روشهایی که به خدمت گرفته است و همراهیهایی که از سوی بنگاههای عظیم تبلیغاتی نظام سلطه در کنار خود میبیند، هجمه گستردهای را بر اندیشهها و باورهای دینی اصیل اسلامی تحمیل نموده است. آنچه خطر این تهدیدات را روز افزون پر رنگ میکند تغییر سیاستها، رویکردها و روشهای تبلیغی وهابیت از حالتی افراطگرایانه و تعصیب آمیز به وضعیتی تساهل آمیز و همراه با لحاظ اقتضای شرایط زمانیـ مکانی و نوع مخاطب است.
هر مقدار ناسزاگویی های گذشته اثر معکوس بر مخاطبین میگذاشت، غیر مستقیم گویی و انعطاف و نرمی در کلام امروز آنان برای مخاطب ابهام آفرین و شبههزا خواهد بود و آنان را به اهداف خود نزدیکتر خواهد ساخت برای نمونه می توانید به برخورد در ظاهر اسلامی و محترمانه مجری برنامه های زنده شبکه نور و کلمه نگاه کنید، این افراد علی رغم اینکه از اخلاق اسلامی تهی هستند و جزء خشن ترین افرادند ولی در برنامه با ظاهر سازی کامل به تبلیغ وهابیت می پردازند.
در نگاهی جامع میتوان رویکرد های تبلیغی وهابیت را به دو دسته سنتی و مدرن تقسیم نمود، با این حال در هم تنیدگی روشهای قدیمی و جدید آنها، مانع از آن میشود که در این متن بتوان تفکیک جدی میان آنها قائل شد .با این وجود در دو بخش و طی دو یاداشت به روشهای سنتی و مدرن تبلیغی وهابیت اشاره می کنم.
اما روشهای بیشتر ، سنتی!
1. ائتلاف و همگرایی استراتژیک و منفعت طلبانه با اهل سنت
واقعیت این است که وهابیت در ذات خود، فاقد هر گونه تحمل دیدگاههای مخالف، حتی در میان قاطبه اهل سنت است. تکفیر علمای برجستهای از اهل سنت و تحریم آثار مهمی از تراث عامه، گواهی بر این مدعا است. این تنافر و ضدیت که در بدو پیدایش این فرقه بسیار پر رنگ و نمایان دنبال میشد، امروزه جای خود را به یک تغییر استراتژیک منفعت طلبانه و مصلحت جویانه داده است. عصر ارتباطات و رسانه موجب گردیده که افراط گرایی وهابیت برجسته شده و بقای این جریان را به مخاطره اندازد. به ویژه آنکه ضعف و خدشه غیر قابل پنهان سازی برخی اعتقادات و رویکرد های کلامی آنان، خطر انزوا و حذفشان را تقویت کرده است.
بدین منظور سیاستگذاران و طرح ریزان این فرقه، در یک چرخش منفعت طلبانه، رو بنای اقدامات خود را به گونهای تنظیم کردهاند که حداقل اختلاف و تضاد را با دیدگاههای عامه داشته باشند. آنان در تلاشند تا با کذب، شایعه و بزرگ نمایی، تشیع را دشمنی مشترک، خطرناک و هول آفرین برای اهل سنت و وهابیت جلوه دهند. این دشمن تراشی وهابیت را از موضع انزوا خارج ساخته و ائتلافی استراتژیک با اهل سنت را به دنبال خواهد داشت.
بودجههای هنگفت در اختیار وهابیون و امکانات گسترده در خدمت آنان، منافعی را برای اهل سنت و ترویج اندیشههای کمتر زاویه دار آنان با وهابیت موجب خواهد شد و امتیازاتی را به ارمغان خواهد آورد. گرچه در دراز مدت، وهابیت امید واهی دارد که از گسترش روز افزون شیعه کاسته و در فرصت مقتضی و با فراغ بال بتواند به سراغ نبرد با آنچه بدعتهای اهل سنت میداند برود. به عنوان شاهدی بر این مطلب میتوان به نام گذاری کتب به صورتی که ملهم وحدت اعتقادی وهابیت با اهل سنت باشد اشاره نمود. مثلاً کتابهای «معتقدات اهل الاسلام» و یا «عقیده اهل السنه والجماعه» در زمره منشورات وهابیت هستند که همین القای اشتراک اعتقادی آنها با اهل سنت را پی جویی میکنند.یا در برنامه های زنده ماهواره ای خود عنوان برنامه ها را طوری انتخاب می کنند که اهل سنت را جذب کنند مثل سلسله برنامه های شبکه نور تحت عنوان بررسی حقوق اهل سنت ایران ( 12 برنامه یک ساعت و بیست دقیقه ای )
2. استخراج مطالب ضعیف و نادر و بیان آنان به عنوان نظر مشهور علمای شیعه
روایات ضعیف و نادر، از سوی آنان از کتب شیعه استخراج گردیده و با پردازش و بزرگنمایی، به عنوان نظری مقبول و مشهور بازتاب داده میشود. استناد به افراد ضعیف و علمای دارای نظرات مخالف با رای مشهور و ادعای همراهی جمهور شیعه با این آراء از رویکردهای مورد پیگیری وهابیت، جهت ارائه تصویری مخدوش از تشیع است. به طور مثال میتوان به انتساب نظریات شاذ مرحوم محدث نوری در مورد تحریف قرآن به جمهور شیعه اشاره نمود. از میان علمای معاصر نیز فتاوی برخی از علما و مراجع تقلید با همین رویکرد برجسته شده به عنوان نظر شیعه بازتاب داده شده است.
3. عوامگرایی و طرح مباحث عرفی
نگاهی به نامهها و خطابههای محمد بن عبدالوهاب نشان میدهد که مهمترین عامل موفقیت وی در مقایسه با ابن تیمیه را نمیتوان محتوای مطالب ارائه شده از سوی او دانست زیرا وی چیزی بیش از پیشینیان خود و ابن تیمیه بیان نکرده است. اما علت آن که ابن تیمیه در جریان سازی اجتماعی نتوانست موفقیتی به دست آورد و برعکس آن، محمد بن عبدالوهاب توفیقات چشمگیری را در همراه سازی اقشار مختلف مردم کسب نمود، عرفیگرایی و سخن گفتن به زبان عامه مردم و ساده گویی محمد بن عبدالوهاب بود. وی بسیار عوامانه و همانند خود مردم صحبت میکرد و لذا توانست اقبال عمومی را با خود همراه سازد و اثر گذار باشد.
به نظر میرسد کثرت طرح برخی مباحث عرفی در میان قشر عوام جوامع شیعی و سنی نشانگر آن باشد که وهابیت پس از مواجهه با ناکامیهای حاصل از مکاتبات گفتمانها و مناظرات با علمای برجسته شیعه و اهل سنت و عدم کسب توفیق در اقناع قشر نخبگانی جوامع نسبت به باور داشتها و عقاید افراطی خود جامعه مخاطب خود را به سطح عامه مردم تنزل دادهاند. در این عوام گرایی، استدلال و برهان، جای خود را به جدل و مغالطه داده است و به جای زبان علمی از ادبیاتی عامه پسند برای القای مفاهیم مورد نظر استفاده میشود ( از باب مثال می توان برنامه زنده شبکه کلمه با کارشناسی عبد الله حیدری را نام برد و میتوان به بحثهای نام گذاری و نیز ازدواج فرزندان ائمه(ع) به نامهای مشابه نام خلفا و نیز ازدواج فرزندان آنان با خلفا و افرادی هم راستای مکتب آنان اشاره کرد.)
وهابیت، این مباحث را که دارای بستر تاریخی است و صحت و سقم و نیز کم و کیف آنها میبایست با روش تاریخی مورد بررسی قرار گیرد، به مباحث عرفی بدل کرده است و آنان را در ادبیاتی متناسب با فرهنگ و سنت امروز با زبانی عامه پسند با مسأله حب و بغض گره زده و غرض ورزانه آنها را مصادره به مطلوب میکند.
4. سرمایهگذاری بر روی احصاء و آموزش شیوههای برقراری ارتباط مؤثر
یکی از رویکردهای وهابیت، تمرکز و سرمایه گذاری بر فراگیری و به کارگیری شیوههای برقراری ارتباطی کار آمد و موثر است. جایگاه به ظاهر رفیع اصل امر به معروف و نهی از منکر در میان اعتقادات یک وهابی، منجر شده است که مسئولیت پذیری جدی در تبلیغ و دعوت دیگران به آراء و باورهای وهابیت، به یکی از دغدغههای ذهنی وهابیت بدل گردد.
گرچه تندخویی، تعصب و جمود، در گذشته موجب شده بود که برخوردهای خشن و جاهلانه هیئتهای امر به معروف در مشاهد شریفه، به عاملی برای طرد زائرین بیت الله الحرام تبدیل شود، ولی امروزه به روشنی قابل مشاهده است که سرمایه گذاری ویژهای برای جذب زائرین غیر شیعی کشورهای اسلامی صورت گرفته و تلاش دارند خود را به عنوان سمبل، نماد و الگوی جهان اسلام معرفی نمایند.
برخی زوّار کشورهای کمتر توسعه یافته اسلامی در مواجهه با ظاهر گرایی وهابیت و توسعه ظاهر شهرهای مکه و مدینه و در خلاء الگویی بدیل، به الگو گیری از باورها و سلوک این فرقه پرداخته و مدینه فاضله را، جامعهای ساخته بر تفکرات وهابیت میپندارند. شرایط مساعد جغرافیایی و سیطره بر قلب و مرکز وحدت بخش امت اسلامی و در کنار امکانات و تجهیزات مادی، موجب شده است تا اهتمام جدی نسبت به تبلیغ و دعوت، با استفاده از روشهای کار آمد برقراری ارتباط موثر صورت پذیرد. در کنار مراکز مهم تبلیغی هم چون تشکیلات «جماعت تبلیغ» و «الرابطه الاسلامیه» برگزاری دورههای تخصصی و دعوت در سطوح عالیه تحصیلات دینی بر کیفیت بخشی و ارتقاء سطح این تبلیغات افزوده است.
امروزه ما شاهد آن هستیم که برخی محصولات و آثار تبلیغی آنان دارای ظواهری متناسب با ذائقههای مخاطب خاص آنان است و طبائع و سلایق را در تولیدات خود ملحوظ میکنند. به طور نمونه، کتاب تبلیغی مهمی به نام «دو صد سؤال» از سوی وهابیون به طور گسترده میان زائرین ایرانی توزیع میشد. این کتاب که با ادبیاتی ضعیف و غیر سلیس نگاشته شده بود، مجددا چاپ و با ادبیاتی روان، عنوانی مناسبتر و با ظاهری زیباتر در حجمی گستردهتر از گذشته توزیع میشود. این تغییر، ناشی از درک ضرورت توجه به ذائقه و سلایق مخاطب است.
5. کاستن از حساسیتهای مخاطب با بکارگیری مبانی و مظاهر شیعی
از دیگر رویکردهای تبلیغی وهابیون که در سالیان اخیر شیوع بیشتری یافته است، پرهیز از بیان صریح اعتقادات، بدون مقدمه چینی قبلی است. وهابیت دانسته است که ابراز صریح اعتقاداتش بواسطه تنافر با مبانی عقلانی و آمیخته بودن با جمود و تعصبات جاهلی، واکنش مخاطب را برانگیخته خواهد کرد. بدین جهت است که دیگر هم چون گذشته، مکتب اهل بیت(ع) را تخطئه نکرده و در مقابل تلاش میکند تا در پوشش نامها و ظواهر شیعی، طلیعه هجوم خود را سامان داده و در ادامه آرای خود را در لفافه و با کمترین تنافر جدی با ذائقه مخاطب عرضه نماید.
برگزیدن نامهای شیعی برای نویسندگان، انتخاب عناوین کتاب با بهرهگیری از اصطلاحات رایج در مکتب تشیع و... از جمله این اقدامات است. مهمتر از این ظواهر شکلی، تلاش آنان برای نفوذ و رسوخ در باورهای مخاطب شیعی خود از همان مبانی مورد پذیرش او است. وهابیت تلاش میکند با عنایت به اهمیت جایگاه اهل بیت(علیهم السلام) در گفتمان شیعه، خود را محب و پیرو راستین ائمه اطهار(علیهم السلام) جلوه داده و این گونه وانمود میکند که میان شخصیت حقیقی آن بزرگواران با آن چه در طول تاریخ تشیع از آنان تصویر شده است، تفاوتهای ماهوی وجود دارد.
بدین منظور با تکریم جایگاه غیر قابل انکار و مکانت علمی، اخلاقی و دینی ائمه اطهار(علیهم السلام) به ویژه امیرالمؤمنین(علیه السلام)، امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) به مخاطب خود این گونه القا میکنند که آن ذوات مقدس، معاضد و یاریگر مکتب خلفا بوده و نه تنها با آنها خصومتی نداشتهاند، بلکه محب و دوستدار تمامی صحابه و خلفای راشدین بودهاند.
در اینجا است که با بیان شبهات و برخی روایات مجعول وفرازهای تاریخی تحریف شده تلاش میکند از همان مجرای محبت شیعیان به اهل بیت(علیهم السلام) وارد شده و محبت را فاقد محتوای راستین و تهی از حقایق نماید. آنها حتی پا را فراتر از این گذاشته و نظریات خود را منتسب به ائمه(علیهم السلام) جلوه داده و به تشکیک در تصور فرد شیعی از اهل بیت(علیهم السلام) اقدام میکنند. نگارش کتبی هم چون: حقیقت توحید از دیدگاه ائمه، اهل بیت از خود دفاع میکنند وبرنامه دفاع از اهل بیت که از شبکه کلمه پخش می شود و ... در همین راستا قابل تفسیر است. برخورد گزینشی با منابع و کتب شیعی و تقطیع منفعت طلبانه بخشهایی از آن و در نتیجه استناد دادن مطالبی خلاف واقع به معصومین(علیهم السلام) و علمای نامدار شیعه، از دیگر اقدامات وهابیون برای کاستن از حساسیت مخاطبان است.
6. سرمایه گذاری بر فعالیتهای خدماتی و خیریهای
وهابیت با کپیبرداری از اقدامات خیریهای و خدماتی مسیحیت تبشیری در سراسر دنیا که میتوان آنرا در زمره مهمترین عوامل گسترش مسیحیت نیز در اقصی نقاط جهان بویژه مناطق محروم دانست، به ایجاد مؤسسات خدماتی اهتمام جدی نموده است. تأسیس بیمارستانهای مجهز، مراکز رسیدگی به امور ایتام و محرومین، ایجاد مدارس و ... در همین راستا قابل تفسیر است. خدمات رایگان یا کم هزینه این مراکز به محرومین و درماندگان جوامع، وهابیت را به عنوان یک نجات بخش رهایی دهنده از رنجها در اذهان نیازمندان جلوهگر میسازد. اعطای کمکهای مالی به خانوادههای کم بضاعت و یا پرداخت مبالغی در قبال تغییر آئین و پذیرش باورهای وهابیت، از دیگر اقدامات این فرقه برای توسعه جمعیت خود میباشد.
7. تکیه بر دعوت چهره به چهره
انتقال احساسات و عواطف و برقراری ارتباطی پویا در دیدارهای حضوری، موجب شده است که تبلیغات چهره به چهره از رویکردهای مهم وهابیت دانسته شود. بدین منظور مبلغین وهابیت کمترین امکانات و معمولاً با حداقل تجهیزات به نقاط مختلف سفر کرده و موظف هستند با رفتن سراغ افراد و زدن درب منازل، از طریق موعظه یا همان «بیان» دعوت خود به پذیرفتن عقاید وهابیت را علنی نمایند.
8 . تناسب رویکردهای تبلیغی با اقتضائات مخاطب و شرایط بومی
مشاهده میشود که وهابیون در هر فرهنگ و منطقه جغرافیایی در سالیان اخیر به این سمت حرکت کردهاند که جزم اندیشی و جمود فکری خود را کم رنگ کرده و بیش از پیش خود را با نیازهای مخاطب هماهنگ سازند شبیه کاری که برخی از شبکه های مسیحی ماهواره ای انجام می دهند (شبکه ست سون پارس با مسیحیتی متناسب با فرهنگ و معتقدات فارسی زبانان جهان مخصوصا ایرانیان ارائه می دهد ولو اینکه در قالب کاتولیک و پروتستان و ارتدکس جای نگیرد ). وهابیون درصددند با احصاء شرایط و مشکلات موجود در هر جامعه و آنچه که بخشی از مردم با آن مخالف بوده و در مقابل آن موضع دارند، سطوحی از مردم را به وسیله همنوایی با نظرات آنان، با خود همراه سازند. تعبیر امیرالمؤمنین(علیه السلام) که خطاب به خوارج از عبارت «کلمه الحق یراد به الباطل» استفاده نمودند، امروزه در خصوص برخی شعارهای وهابیت قابل انطباق است.
به عنوان شاهدی بر این مطلب میتوان به حجم انبوهی مطالبی که در رد خرافهگرایی از سوی وهابیون در مناطق جنوبی کشورمان بیان میشود و همچنین غالب برنامه های شبکه نور(برنامه شب آدینه) و کلمه(آشتی با قران و طلسم شکنان و تابشی از قران و دیدگاه و زیر ذره بین ) و وصال فارسی اشاره کرد.
9. استفاده از ارهاب و ایجاد ترس به منظور تحمیل عقاید خود
برخی احکام تکفیری که منجر به جواز قتل و صدور حکم جهاد در پارهای موارد میشود، به وهابیت این امکان را داده است که با بهرهگیری از خشونت و ایجاد ترس، مخاطب را به پذیرش عقاید خود وا دارد. ترس از برخوردهای خشن وهابیون و احتمال بروز قتل و جرح سبب شده است که برخی از پیروان سایر کیشها و مذاهب، جرأت انجام مناسک خود را نداشته و یا به صورت تحمیلی، عقاید وهابیت را بپذیرند و یا به صورت تحمیلی، عقاید وهابیت را بپذیرند و یا با تقیه و توریه، رفتارهای گذشته خود را استمرار بخشند. این ارهاب و ایجاد دلهره و ترس را میتوان زمینهساز فعالیتهای تبلیغی آتی آنان در آن سرزمین دانست. به همین جهت است که تفکرات آل شیخ، بدون شمشیرهای آل سعود، مجالی برای گسترش نمییافت و وهابیت مرهون تعامل و همکاری این دو با یکدیگر است.
10. از میان بردن منابع دینی و فرهنگی سایر فرق و ادیان معارض با وهابیت
آتش زدن کتب و از میان بردن کتابخانههای مخالفین در تاریخ، که بارها به وقوع پیوسته است، نشان از اهتمام وهابیت به از میان بردن منابع و تراث رقیبان دارد. به طور مثال، آنان کتابخانه بزرگ «المکتبه العربیه» را که بیش از 60 هزار نسخه خطی منحصر به فرد داشت را به آتش کشیدند و آن را به خاکستر بدل نمودند.
11. تلاش برای آموزش زبانهای خارجی به مبلغان خود
حضور در صحنههای بین المللی، مستلزم مجهز شدن وهابیت به ابزارهای ارتباطی و از همه مهمتر فراگیری زبانهای خارجی توسط مبلغان است. در سالیان اخیر، تلاشهای جدی در جهت آموزش زبانهای خارجی به افرادی که دارای قابلیت تبلیغ باورهای وهابیت دارند، صورت پذیرفته است.
12. ارائه تلخیصی و موجز مطالب تبلیغی
نگاهی به حجم کتب، کلیپها و محصولات تبلیغی وهابیت نشان میدهد، تلاش شده است کتبی در قطع جیبی عرضه و در کوتاهترین و سهلترین روش، پیام مورد نظر آنان به مخاطب منتقل شود. اندازه کوچک این کتب به مخاطب این امکان میدهد آن را همراه برده و در فرصت مناسب به مطالعه آن بپردازد.
13. سیاهنمایی و افترا زدن و انتساب اکاذیب به تشیع در شبکه های وهابی موج می زند!
وهابیت درصدد است با سیاهنمایی و انتساب اکاذیب و بیان تهمتها و افتراهایی در آثار خود، تصویری تیره و تار از تشیع در ذهن غیر شیعیان ترسیم کند تا بدین وسیله، نفوذ مهمترین رقیب خود را کاهش دهد. بطور مثال در کتاب «الشیعه شاهدون علی انفسهم بالکفر» که بطور گسترده در ایام حج توزیع می شود، چنین به شیعیان تهمت زده میشود که آنان معتقدند ائمه اطهار(ع) فرزندان خدا هستند و جالب اینجاست که این مطلب خود را به آدرسی مجعول در کتاب «الغدیر» ارجاع میدهند در انتهای کتاب نیز عکسهایی از یکی از موزههای تهران (موزه تاریخ عبرت ایران) که بازتاب دهنده شکنجههای انقلابیون ایران توسط شکنجهگران نظام شاهنشاهی پهلوی است آورده شده و به دروغ چنین بیان شده است که این تصاویر مربوط به شکنجه اهل سنت در ایران توسط جمهوری اسلامی است!
این دروغگوییها به همین جا ختم نشده و برخی تصاویر جنایات خود و کشتار شیعیان توسط وهابیون در کشورهایی مانند عراق و افغانستان را با معکوس نمایی به عنوان اقدامات شیعه بر علیه اهل سنت و وهابیون جلوه میدهند و منتشر مینمایند. در کتاب «لله ثم للتاریخ» نیز آدرسهای کذب فراوانی مشاهده میشود و نویسنده آن که عالمی شیعه معرفی شده در محضر اساتیدی بوده که اختلاف دوران حیات آنان جای شبههای را باقی نمیگذارد که وهابیت حتی به خود زحمت ندادهاند دروغهای ظاهر الصلاحتر و قابلباوری در کتب خود ارائه نمایند. بیان این اباطیل، با هدف بهرهگیری از خلاء امکانات و ابزارهای گسترده و متنوع تبلیغی در میان شیعیان و ارائه تصویری کاذب و غیر واقعی از آنان صورت میپذیرد. متهم سازی شیعیان به خرافهگرایی و بدعت در این میان، نقش برجستهای دارند.
14.نشان دادن عملگرایی خود و تلفیق آموزههای دینی با رفتار عملی
نوع لباس پوشیدن، ظواهر و نحوه رفتار وهابیون درصدد القای این مطلب است که آنان به صورت کامل پیاده کننده آموزههای اسلامی و سنت پیامبر(صلّی الله علیه وآله وسلّم) بوده و تجسم قولی وعملی اسلام راستین و بدون هرگونه انحراف و زوائد هستند. این تبلیغ عملی به آنان کمک میکند در ایجاد ذهنیت مثبت در عوام مردم نسبت به خود، موفق شوند.
15. ایجاد جاذبه به واسطه طرح شعارهای دلفریب و زیبا
این ادعا که میخواهیم اسلام را از خرافات و بدعتهایی که در طول 1400 سال در آن به وجود آمده است نجات دهیم، توجه اذهان بسیاری را به خود معطوف میدارد. به ویژه آن که بخشهای قابل توجهی از سرزمینهای اسلامی، به واسطه درهم تنیدگی فرهنگی و دینی و همزیستی با سایر نحلهها و فرق، با حجم قابل توجهی از باورهای خرافی مواجه میباشند. بر همین اساس، این شعارها میتواند به جلب توجه و نظر افراد نسبت به وهابیت منجر شود امروزشعار اصلی شبکه های وهابی نجات جهان اسلام از خرافات و بدعتهاست وقتی از آنها می پرسی مگر کسی گرفتار بدعت است می گوید به جهان اسلام نیم نگاهی بینداز خواهی فهمید ...
اینها چکیده ای از روشهای سنتی تبلیغ وهابیت است اما به وهابیت سبکهای مدرن در نوشته جداگانه ای اشاره خواهد شد انشاء الله تعالی.



